به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور ، مفسر قرآن کریم، 24 شهریورماه در درس « خارج تفسیر تنزیلی »، به بررسی و تبیین آیه 91 سوره بقره وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بمَا أُنْزلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرُونَ بمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدّقًا لِمَا مَعَهُمْ ۗ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ پرداخت.
به گزارش ایکنا،
حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور، مفسر قرآن کریم، 24 شهریورماه در درس «
خارج تفسیر تنزیلی»، به بررسی و تبیین آیه 91 سوره بقره
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بمَا أُنْزلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرُونَ بمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدّقًا لِمَا مَعَهُمْ ۗ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ پرداخت.
متن سخنان این مفسر قرآن کریم به شرح زیر است: از آیه 40 سوره بقره، بحث پیرامون یهود آغاز شده است. خداوند در این آیات در صدد «جامعه سازی» است و تأکید می کند که تنها یک جامعه «متقی» می تواند جامعه اسلامی را برپا سازد؛ بدین معنا که ایمان به تنهایی کافی نیست و بدون تقوا، استقرار جامعه اسلامی میسر نخواهد بود. البته در این مسیر دو چالش بزرگ وجود دارد: جریان «کافران» و جریان «بیماردلان» (که شامل منافقان نیز می شود). جامعه اسلامی باید در شرایطی شکل بگیرد که این سه جریان (مؤمنان، کافران و منافقان) در کنار یکدیگر حضور داشته باشند؛ چرا که زمین بکر نیست و مؤمنان در محیطی تهی از تضادها فعالیت نمی کنند.
خداوند در سوره بقره برای تبیین این موضوع، سه مثال ارائه داده است: نخست، ابلیس است که با عبادت های بسیار توانست وارد صف ملائکه شود، اما در برابر انسان سجده نکرد و تنها به تکبر بسنده نکرد، بلکه به دشمن انسان تبدیل شد و با فریب آدم و حوا و خارج کردن آنان از بهشت، آرامش و سعادت بشر را به چالش کشید.
دوم، خانواده حضرت آدم و حوا بودند؛ ایشان در بهشت حضور داشتند اما با نزدیک شدن به شجره ممنوعه، فرصت ارزشمند خود را از دست دادند. این نمونه نشان می دهد انسانی که فاقد تقواست، اگرچه می تواند با ایمان خود را حفظ کند، اما توان تثبیت آن را ندارد؛ درست مانند گروه نظامی ای که منطقه ای را تصرف می کند اما توان حفظ آن را ندارد. آدم و حوا نتوانستند این گردنه را پاسداری کنند و فرصت را از دست دادند، اما چون توبه کردند، مانند ابلیس نشدند. پس از آن، دستور هبوط صادر شد و از ویژگی های دوران زمین، ایجاد درگیری در میان هبوط کنندگان ذکر شده است.
سوم، جامعه بنی اسرائیل است؛ جامعه ای که به شکل کامل تبلور یافت. آنان در پرتو عمل به دستورات حضرت موسی(ع) رشد کردند و بر دیگر اقوام برتری یافتند، اما خطاهایی مرتکب شدند که ابتدا منجر به تنبیهات جزئی و سپس سقوط از آن مقام بافضیلت شد. در نهایت، بی تقوایی آنان را به جایی رساند که در برابر دعوت پیامبر اکرم(ص) کافر شدند. لذا ما از تجربیات جامعه بنی اسرائیل درس می گیریم. از آیه 40 تا 48 سوره بقره، خداوند بنی اسرائیل را به ایمان فراخوانده و راه اصلاح را با عبارت «
وَاسْتَعِینُوا بالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ» به آنان نشان داد. همچنین برای اینکه آنان را مدیون عنایات الهی کند، موارد متعددی از گذشت های خداوند از خطاهایشان را یادآور شد. این مباحث تا آیه 79 ادامه یافت؛ از جمله اینکه قرآن اشاره می کند آنان بر طعام واحد صبر نکردند، در حالی که خداوند طعام های متنوع فراهم آورد و چشمه ها را جاری کرد و سایبان ها بر سرشان قرار داد، اما باز هم بهانه آوردند.
بنی اسرائیل به رغم این همه گذشت، دچار قساوت قلب شده و در برابر حق، انعطاف ناپذیر گشتند. از آیه 75 تا 90، خطاب به مؤمنان (به ویژه مؤمنان طرفدار حق در مدینه عصر نبوی) تأکید شده است که امیدی به ایمان و یاری یهودیان ساکن در مدینه نداشته باشند؛ زیرا قومی که آگاهانه تحریف و ظلم می کند، زیر بار حق نمی رود. این گروه با وجود علم به انحراف خود، بر لجاجت اصرار می ورزند و هرچند می دانند به بهشت نخواهند رفت، اما خود را بهشتی می پندارند. این وضعیت می تواند برای ما نیز رخ دهد؛ اینکه جامعه ای با وجود ایمان، گرفتار بی تقوایی شود و به تدریج دچار غرور شده و خطاهای عمدی را مرتکب گردد و بر اشتباهات خود پافشاری کند.
قرآن کریم در آیاتی برای اثبات حقانیت خود، دیگران را به آوردن سوره مشابه تحدی کرد، اما در آیه 91 فرمود: «
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بمَا أُنْزلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرُونَ بمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدّقًا لِمَا مَعَهُمْ ۗ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». در اینجا تعبیر «ما انزل الله» به کار رفته است؛ یعنی هنگامی که به آنان گفته می شود به آنچه خداوند نازل کرده ایمان بیاورید، پاسخ می دهند که ما تنها به آنچه بر ما نازل شده ایمان داریم.
اشتراک مواضع کفار و یهودیان
در آیه 52 سوره مدثر، قرآن کریم اشکالی اساسی بر کفار وارد می کند. کفار بر این باور بودند که اگر قرار است خداوند با بشر سخن بگوید، نیازی به واسطه نیست و نباید پیامبر(ص) را میانجی قرار می داد، بلکه باید مستقیماً با همگان سخن می گفت. این موضع گیری، دقیقاً مشابه نگرش بنی اسرائیل در برابر پیامبر(ص) بود. همچنین در آیه 32 سوره زخرف اشاره شده است که آنان می پرسیدند چرا قرآن بر یکی از بزرگان دو شهر (مکه و طائف) نازل نشد و به جای آن ها، بر فرزند هاشم نازل گشت. این نشان می دهد که کفار و یهود، به جای پذیرش حقیقت، به مسائل پیرامونی و حاشیه ای چسبیدند.
در عبارت «
وَیَکْفُرُونَ بمَا وَرَاءَهُ»، واژه «وراء» هم به معنای عقب و هم به معنای جلو به کار می رود. آیت الله طریحی در جمع میان این اضداد، بیان می کند که «ماوراء» در اینجا به معنای «ماسوی» (غیر از) است؛ یعنی آنان مدعی بودند که تنها به آنچه بر خودشان نازل شده ایمان دارند و هر چیزی غیر از آن را — چه پیش از تورات باشد و چه پس از آن — نمی پذیرند.
ریشه این موضع گیری را می توان در «انحصارطلبی» جست وجو کرد. ادعای ایمانِ صرف به آموزه های خود، در واقع به معنای برگزیده بودن و شایسته تر بودن آن ها نسبت به دیگران بود؛ هرچند بعدها مشخص شد که آنان حتی به حقیقتِ تورات نیز پایبند نبودند. قرآن کریم با تمرکز بر همین انحصارطلبی در ایمان، آن را به چالش می کشد.
«ماوراء» در اینجا می تواند شامل انجیل، قرآن یا کتب پیش از تورات باشد. در ادامه، خداوند می فرماید: «وَهُوَ الْحَقُّ». یعنی آنچه نازل شده، قطعاً حق است. حق، چیزی است که در جایگاه درست خود قرار دارد و ثابت شده است. اگر محقق به دنبال کشف حقیقت است، باید بداند که «حق»، رنگ قومیت، نژاد یا زبان نمی گیرد؛ بنابراین نمی توان پذیرفت که حقیقتی بر ایرانیان نازل شود و حق باشد، اما اگر بر اعراب نازل شود، حق نباشد؛ چرا که حق همواره مستقل از جغرافیا و نژاد، در جایگاه خود استوار است.
به تعبیر آیت الله جوادی آملی، مصداق عبارت «لِمَا مَعَهُمْ» این است که در تورات، ویژگی های پیامبر(ص) بیان شده بود و یهودیان سال ها منتظر شخصیتی بودند که در مدینه بعثت یابد. حال که آن شخص ظهور کرده و می دانند همان فرد معرفی شده در تورات است، با این حال زیر بار او نمی روند. در همین راستا، یکی از اصلی ترین اشکالات مستشرقان و جریان های غربی بر قرآن و مسلمانان، شباهت مضامین تورات و قرآن است. پاسخ به این اشکال ساده است: خود قرآن به این شباهت اذعان دارد و بنا نیست کسی امر بدیهی یا نگفته ای را کشف کند. اساساً جریان حق یکی است؛ اگر توحید، معاد و نبوت در تورات، انجیل و قرآن حق باشد، باید یکسان باشد و تفاوت ها تنها در «شریعت ها» است. قرآن معارف حقِ پیشین را بازگردانده و به تکامل آن ها می پردازد که این یک روند طبیعی در تکامل وحی است.
مواضع دوگانه و متناقض آمریکا و اروپا
امروز قدرت های برتر دنیا با رویکردی دوگانه استدلال می کنند که به دلیل قدرت شان، حق تملک بمب اتم و زرادخانه های هسته ای را دارند و این حق را برای رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای همسو با خود نیز قائل اند؛ اما در مقابل، ایران را به دلیل عدم همسویی با سیاست هایشان، حتی از بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای محروم می دانند. پاسخ ما به این استدلال این است که معیار حق و غلط باید برای همگان یکسان باشد؛ اگر چیزی درست است، باید برای همه جایز باشد و اگر غلط است، باید برای همگان ممنوع گردد.
تناقضات این قدرت ها در نگاهشان به حقوق بشر نیز مشهود است. برای آنان، کشتار کودکان در میناب اهمیتی ندارد، اما کشته شدن یک حیوان در مراسمات عزاداری به موضوعی بزرگ تبدیل می شود. رژیم جنایتکار صهیونیستی 70 هزار انسان را در غزه به نحو فجیعی به قتل رساند و هیچ اقدام جدی برای متوقف کردن این کشتار صورت نگرفت، بلکه این جنایات توجیه نیز شد. این روند قصابی در یمن، لبنان، عراق و دیگر نقاط نیز تکرار شده است.
این جریان ها در حالی که ابتدایی ترین حقوق بشر را زیر پا می گذارند، با اجرای احکامی اسلامی مانند حجاب مقابله کرده و آن را ضد حقوق بشر می نامند. قرآن کریم به ما هشدار می دهد که مراقب این تناقضات باشیم و سخنان آنان را بسنجیم؛ چرا که آنان هر جا منافعشان در میان باشد سکوت می کنند و هر جا چیزی علیه آن ها باشد، سر و صدای زیادی به پا می کنند.
این استانداردهای دوگانه در مسائل اجتماعی نیز دیده می شود؛ اروپایی ها هنگام افزایش قیمت بنزین و گرانی اعتراض می کنند، اما وقتی مردم ایران زیر بار گرانی کمر خم می کنند، هیچ صدایی از آنان شنیده نمی شود. همچنین باید پرسید اگر ترامپ سیاست های خود را به گونه ای پیش می برد که آمریکا را مانند ونزوئلا کند، آیا صدای اعتراضی از سوی مردم آمریکا بلند می شد؟ در نهایت، تاریخ گواهی می دهد که بنی اسرائیل در یک روز 70 نبی را به قتل رساندند و هیچ اهمیتی به این جنایت ندادند. قرآن کریم این کشتارها را به گونه ای بیان کرده است که نشان دهد قتل، جزو خصلت و خلق وخوی آنان شده است؛ به همین دلیل بود که در گذشته به دنبال قتل حضرت عیسی(ع) بودند و در دوره پیامبر اسلام(ص) نیز توطئه های بسیاری برای کشتن ایشان طراحی کردند. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}